- آخرین روزهای اسفند 89 آخرین روزهای بارداریمو میگذروندم همش دعا می کردم موقع خونه تکونی به دنیا نیاد دلم می خواست تو سال جدید به دنیا بیاد هرچند یک ساعت بعد از سال تحویل که خوشبختانه روز اول فروردین (خوش موقع ) به دنیا اومد .
- بیشتر وقتها وقتی کارهای خونه رو انجام می دادم می خوابید و همزمان با تموم شدن کارهام از خواب بیدار می شد .
- همین دو دلیل کافیه که عنوان وبلاگش رو بذارم """ گل خوش موقع """


موضوع :
اولین مراجعه آرمان به خانه ی بهداشت پانزدهم فروردین وزن با لباس 4کیلو

دومین مراجعه به خانه بهداشت : 31/1/90 وزن با لباس 800/4
ادامه مطلب...
موضوع :
من و داداش امیـد و مامانی و بابا ئی داریم میریم تل آسیو سیـزده رو به در کنیم این اولین باریه که از خونه میرم بیرون .
" آرمان " .gif)
عکس ←
ادامه مطلب...
موضوع :
در تاریخ ٩/١/٩٠ نه روزش بود که باباش موی سرش رو کوتاه کرد (ساعت 10 صبح ) و بردش حموم تا برای ختنه شدن آماده باشه ساعت 4 عصر تو خونه ختنه اش کردیم
ادامه مطلب...
موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 21 دی 1390 | نویسنده
: « مـــا مــــا ن »
بازدید : 97 مرتبه
امسال اولین روز سال بهترین هدیه رو از خدا گرفتیم {داداش آرمان}
وزن موقع تولد : ٣کیلو گرم قد٥١ سانتیمتر
ادامه مطلب...
موضوع : تولد



